mohammadi نوشته است:
به هر جهت فکر می کنم که 4 ساعت تدریس در هفته ،
هم برای تغییر نگرش دانش آموزان در فهم و درک مطلب خیلی کمه ،
هم برای تغییر در روش تدریس معلم برای این کتاب خیلی کمه ،
هم برای اینکه معلم بتونه روش اکتشافی رو در برخی از مباحث این کتاب به دانش آموز بشناسونه خیلی کمه ،
هم برای معلم که بتونه شیوه ی مطالعه ای که دانش آموزان سوم ریاضی 10 ساله به اون عادت کردند رو تغییر بده ، خیلی کمه ،
هم برای اینکه معلم بتونه با این اوصاف کتاب رو تموم کنه خیلی کمه ،
هم برای .......... خیلی کمه ،
هم برای .......... خیلی کمه!!!!!!
براي تغيير نگرش چندين سال است كه اين اتفاقا افتاده است. از مقاطع پايين تر هم شروع شده است و دانش آموزان در بحثها شركت داده مي شوند
بعلاوه اينكه رياضي 1 و 2 هم قبلا تغيير كرده! پس فرصت براي اينكار سالها قبل بوده! يعني بايد ياد مي گرفتند! و ياد مي داديم!!
اما اينكه معلم تغيير روش بدهد كه ديگر واقعا مشكل خود ماست! بهر حال بايد اينكار از جايي شروع مي شد و معلم ما هم در تابستان وقتي كتاب دستش مي آمد اينكار را مي كرد! خوب متاسفانه معلم ما اول مهر كتاب در دست مي گيرد و شب قبل تمرينها را حل مي كند! مقصودم كس خاصي نيست! مقصودم اكثر معلمان است
اما به عقيده من مشكل اصلي در بالا آمدن دانش آموزان تنبل هست. يعني دانش آموزي كه با هزار تا قانون و تبصره رياضي را در سالهاي قبل ياد نگرفته و سر كلاس مي نشيند و معلم مي خواهد سر كلاس ضرب و جمع كسر هم درس بدهد! نه اين كتاب
كه اگر 10 صفحه هم بود و 90 ساعت همبه وي در هفته مي دادند كم مي اورد! مشكل از غربال نشدن دانش آموزان است! سياست سواد آموزي بدون يادگيري!يا بهتر بگويم سياست كسب مدرك نه درك مطلب!